فرق احمق و ديوانه
از سه چرخ ديگر ماشين، از هر کدام يک پيچ بازکن و اين لاستيک را با سه پيچ ببند و برو تا به تعميرگاه برسی.
آن مرد در ابتدا توجهی به اين حرف نکرد ولی بعد که با خودش فکر کرد ديد راست می گويد و بهتر است همين کار را بکند. پس به راهنمايی او عمل کرد و لاستيک زاپاس را بست. هنگامی که خواست حرکت کند رو به آن ديوانه کرد و گفت:
خيلی فکر جالب و هوشمندانه ای داشتی ، پس چرا تو را توی تيمارستان انداخته اند ؟
ديوانه لبخندی زد و گفت:
- من اينجام چون ديوانه ام ، ولی احمق که نيستم !!!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 12:47 توسط خانم خیامی فر
|
با سلام