دانه..


 

دانه‌ كوچك‌ بود و كسی‌ او را نمی‌دید...

سال‌های‌ سال‌ گذشته‌ بود و او هنوز همان‌ دانه‌ كوچك‌ بود.دانه‌ دلش‌ می‌خواست‌ به‌ چشم‌ بیاید اما نمی‌دانست‌ چگونه.گاهی‌ سوار باد می‌شد و از جلوی‌ چشم‌ها می‌گذشت...

گاهی‌ خودش‌ را روی‌ زمینه روشن‌ برگ‌ها می‌انداخت‌ و گاهی‌ فریاد می‌زد و می‌گفت:من‌ هستم، من‌ اینجا هستم، تماشایم‌ كنید.
اما هیچ‌كس‌ جز پرنده‌هایی‌ كه‌ قصد خوردنش‌ را داشتند یا حشره‌هایی‌ كه‌ به‌ چشم‌ آذوقه‌ زمستان‌ به‌ او نگاه‌ می‌كردند، كسی‌ به‌ او توجه‌ نمی‌كرد.
دانه‌ خسته‌ بود از این‌ زندگی، از این‌ همه‌ گم‌ بودن‌ و كوچكی‌ خسته‌ بود، یك‌ روز رو به‌ خدا كرد و گفت: نه، این‌ رسمش‌ نیست.

من‌ به‌ چشم‌ هیچ‌ كس‌ نمی‌آیم. كاشكی‌ كمی‌ بزرگتر، كمی‌ بزرگتر مرا می‌آفریدی.

خدا گفت: اما عزیز كوچكم! تو بزرگی، بزرگتر از آنچه‌ فكر می‌كنی. حیف‌ كه‌ هیچ‌ وقت‌ به‌ خودت‌ فرصت‌ بزرگ‌ شدن‌ ندادی. رشد، ماجرایی‌ است‌ كه‌ تو از خودت‌ دریغ‌ كرده‌ای. راستی‌ یادت‌ باشد تا وقتی‌ كه‌ می‌خواهی‌ به‌ چشم‌ بیایی، دیده‌ نمی‌شوی.

خودت‌ را از چشم‌ها پنهان‌ كن‌ تا دیده‌ شوی.دانه‌ كوچك‌ معنی‌ حرف‌های‌ خدا را خوب‌ نفهمید اما رفت‌ زیر خاك‌ و خودش‌ را پنهان‌ كرد.رفت‌ تا به‌ حرف‌های‌ خدا بیشتر فكر كند.

سال‌ها بعد دانه‌ كوچك‌ سپیداری‌ بلند و باشكوه‌ بود كه‌ هیچ‌ كس‌ نمی‌توانست‌ ندیده‌اش‌ بگیرد؛ سپیداری‌ كه‌ به‌ چشم‌ همه‌ می‌آمد ... 

شهادت حضرت فاطمه (ع) را به تمام مسلمانان تسلیت عرض میکنم

شهادت حضرت فاطمه زهـــــرا(س) 

را به محضر مبارک آقا امام زمــــان(عج) 

و رهبر معظم انقلاب اسلامی به منتظـــران  

آقـــا امام زمان(عج) تسلیت عرض می کنـــــم

 

هر چـــه باشد من نمـــــک پـــــــــرورده ام   

                  

دل به عشق مـــــــادرم  خوش  کـــــــردم

قابل توجه نویسندگان وبلاگ بهداشت 20

با سلام به همه

از امروز به بعد خانم خیامی فر به عنوان مدیر این وبلاگ فعالیت می کنند.

                                                                                                           ایزانلو

خیلی ها خیال می کنند خیلی چیزها می دانند

اما بعضی ها می دانند که بعضی چیزها را نمی دانند

به همین دلیل خیلی ها شکست می خورند

اما بعضی ها موفق می شوند.

اگر خداوند آرزویی در دلت نهاد،

بدان توانایی رسیدن به آن را در تو دیده است.

دکتر شریعتی

ایمان نام و نان برایم نیاوردقوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم

تا از آنها باشم که پول دنیا را می گیرند و برای دین کار می کنند

نه از آنها که پول دین می گیرند و برای دنیا کار می کنند

آیا می دانید...؟

آيا مي دانيد:اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند.
آيا مي دانيد:اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند.
آيا مي دانيد:اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان.
آيا مي دانيد:اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند.
آيا مي دانيد:اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند.
آيا مي دانيد:اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند.
آيا مي دانيد:اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند.
آيا مي دانيد:اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند.

زندگی

رنج هست، مرگ هست، اندوه جدايي هست،
اما آرامش نيز هست، شادی هست، رقص هست،
خدا هست.
زندگی، همچون رودی بزرگ، جاودانه روان است.
زندگی همچون رودی بزرگ كه به دريا می رود،
دامان خدا را می جويد .
خورشيد هنوز طلوع ميكند
فانوس ستارگان هنوز از سقف شب آويخته است :
بهار مدام می خرامد و دامن سبزش را بر زمين مي كشد :
امواج دريا، آواز می خوانند،
بر ميخيزند و خود را در آغوش ساحل گم ميكنند.
گل ها باز می شوند و جلوه می كنند و می روند .
نيستی نيست .
هستی هست .
پايان نيست.
راه هست.
تولد هر كودك، نشان آن است كه :
خدا هنوز از انسان نااميد نشده است .

رابنيندرانات تاگور

سلام.اولا یه خبر خیلی خوب واسه همه دارم و اینه که انشاالله ۳ نفر از آقایون همکلاسیم راهی  زیارت خانه  خدا میشن.امروز کلاس بیوفیزیک داشتم والبته کلاس شیرینی خورون.این شعرم تقدیم می کنم به هم کلاسی های ارجمندم. امیدوارم خدا توفیق این سفر مقدس رو هم نصیب تمام آرزو مندان و مشتاقان درگاهش فرماید.بازم تبریک.

یا رب، امسال بدان رکن و مقامم برسان

کام من دیدن کعبه است و به کامم برسان

دولت وصل تو هر چند که خاص است، دمی

عام گردان و بدان دولت عامم برسان

جز به کام مدد عون تو نتوان آمد

راه عشق تو، بدان قوت و کامم برسان

صبرم از پای در آمد، تو مرا دست بگیر

به سر تربت این صدر همامم برسان

چون هلال ار بپسندی که بمانم ناقص

به جمال رخ آن بدر تمامم برسان

هندوی آن درم ار خواجه جوازی بدهد

صبح بیرون برو روز است به شامم برسان

گر بدان روضه گذارت بود، ای باد صبا

عرضه کن عجز و زمین بوس و سلامم برسان