حس قشنگ بابا شدن

با سلام به همه دوستان

چند روزی هست که بابا شده ام و نمیدانید که چقدر خوشحالم حس قشنگی که قابل وصف نیست ...

دخترم  (رونیکا) )۳۰ /۱۱/۹۱ یعنی روز تولد مامان و ماه تولد بابا به دنیا اومد.

در اولین فرصت عکشو براتون خواهم گذاشت.

امیدوارم شما هم یه روزی این حس قشنگ رو  تجربه کنید .

با آرزوی سلامتی برای همه .

بدرود...

بدون شرح ... 16 آذر

 پاییز خواهد آمد و خاطرات دانشجویی را برگ برگ ورق خواهد زد و شما در اوج

لبخندها به گذشته حسادت میکنید.

نه تو می مانی و نه اندوه

 
نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.

سهراب

جشن فارغ التحصیلی

سلام

نمیدونم با کدوماتون تماس گرفته شده ولی دیروز با من تماس گرفته شده و برای جشن فارغ التحصیلی دعوت شد آره جشن فارغ التحصیلی بعد از یک سال و اندی...

به قول خانومم شاید این یه نقشه باشه تا دکتر بهنام پور مارو گیر بندازه آخه ما خراسانی ها هنوز پایان نامه ندادیم.

 خانم خیامی فر میگه پایان نامه هامونو برای دکتر کادو می بریم.

به هر حال خیلی دوست دارم تو این جشن شرکت کنم نه به خاطر برنامه بلکه به خاطر شماها که خیلی دلم براتون تنگ شده.

روزی رو که انتخاب کردن برای من خیلی مشکله چون وسط هفته است و مرخصی گرفتن خیلی سخته ضمن اینکه با سفر دیگری که قرار بود به مشهد داشته باشم تداخل داره. ولی من همه ی تلاشم رو خواهم کرد.

به امید دیدار..

تا حالا دقت کردین که؟!

عکس گل زیبای رنگارنگ

ادامه نوشته

بدون  شرح

حتما به ادامه مطلب بريد و بقيه عكسها رو هم بيينيد

فقط ببخشيد عكسها يه كم زيادن ولي واقعا

 ارزش ديدنــو دارن



ادامه نوشته

خبرخوش

سلام بچه ها

امروز می خوام یه خبر خوش بهتون بدم آقا سجاد گل کاشته

ارشد اپیدیمیولوژی رتبه ۱۷ دانشگاه علوم پزشکی یزد

شیر کوهستان تونست بالاخره اولین ارشدی بهداشتی های سال ۸۸ دانشگاه گرگان بشه

سجاد جان این موفقیت بزرگ رو بهت تبریک میگم امیدوارم در مراحل بعدی زندگیت هم موفق و موید باشی .

...منتظر خبر های خوش بعدی باشید...              بدرود...

...

سلام به همه ُ امیدوارم حال همگی خوب باشه.

خانم ابراهیمی خواسته بودن که وبلاگ آپ بشه که این کار رو انجام دادیم.

عید سعید فطر رو پیشاپیش به همتون تبریک میگم .

موفق و موید باشید...

بجنورد _ گرگان

سلام.امیدوارم حال همتون خوب باشه

خبر دارم که خیلی هاتون مشغول کار پایان نامتون هستین زیاد سخت نگیرین تموم میشه .

من برای گرفتن مدرک تحصیلیم شاید این هفته یا هفته آینده برم گرگان .

الان هم حدود ۲ هفته است که به عنوان کارشناس بیماری ها مشغول به کار شدم و خانومم حدود ۱ ماهه

ولی خودمونیم هیچی محیط دانشگاه و دانشجو بودن نمیشه.این هم از ما آقای شریفی...

به امید دیدار  

زبان از یاد رفته...

روزگاری به زبان گل ها سخن می گفتم

حرف های کرم پروانه را می فهمیدم

به وراجی سارها در دل لبخند می زدم

و در رختخوابم با پروانه ای درد دل می کردم.

روزگاری سوال جیرجیرک ها را می شنیدم

و پاسخ می دادم.

و با هر دانه برفی که بر خاک می افتاد و جان می داد

گریه می کردم.

روزگاری به زبان گل ها سخن می گفتم...

دیدی چگونه آن روزها رفتند؟

چگونه آن روزها رفتند؟

 

                                                                 شل سیلور استین

                                                              پرشور و با طراوت باشید.

14 خرداد

سالها می گذرد حادثه ها می آید          انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

رحلت امام

سالروز رحلت جانگذار امام خمینی گرامی باد...

و اما کارآموزی...

 

بعد از ظهر سگی سگی

دیشب کلته مهمون خوابگاه ما بود و با هزار ذوق و شوق وسایلاشو واسه فردا یعنی امروز حاضر کرده بود سجاد و رسول و عثمان که به کسی تو فوتبال دستی میدون نمی دادن ، نمی دونم از خوشحالی بود یا ...

میوه فروش بخت برگشته که هیچ وقت رنگ شریفی و ایوب رو که قرار بود میوه ها رو صبح تحویل بگیرند ندید. من هم تو ضد حال برق رفتن بودم . خلیل هم دپرس شکست دیشب بارسلونا

دلم بیشتر واسه کاهوهای خانم ها می سوزه و صبحونه ای که هیچ وقت قرار نبود خورده بشه

و اما اونی که اول از همه از خواب بیدار شد آقای حشمتی بود و با خبر خوشحال کنندش همه رو غافلگیر کرد . بنده خدا برزه کار تو هوای سرد وبارونی صبح خودشو به سرعت به خوابگاه ایرانمهر رسونده بود ولی هیچ وقت نمیدونست که باید با یک لیوان چای تا ظهر با من پیس بازی کنه .

کلته هم جول و پلاسشو جمع کرد همون صبح رفت بندر ترکمن.عثمان که از کنسل شدن اردو خیلی خوشحال شده بود بهترین چیز براش خواب بود.

سجاد کنار لباسهای  اتو کرده بختیاریش اصلا از خواب بیدار نشد . رسول هم که تا صبح سرچ علمی داشت حالا حالا خوابه . شریفی و ایوبم با کنسل شدن اردو دوباره خوابیدند.

ولی کسی که کلاسای درسشو به زور می اومد تو هوای سرد رفت اردو دانشگاه آره خلیلو میگم .

بابا بی خیال به قول شریفی چایی رو بچسب که داره سرد میشه ...



تقدیم به بچه های خوب کلاس...

...

با همگان در امیز
            و با هیچ کس امیخته نشو


                                            تنها بودن و در انزوا ماندن
                                                                    نه سخت و نه با ارزش


                                                                                                                 دکتر علی شریعتی

شـــــــــــــَــــــــک ! ...

هیزم شکن صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده.
شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت.
متوجه شد همسایه اش در دزدی مهارت دارد مثل یک دزد راه می رود مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند پچ پچ میکند.
آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد لباسش را عوض کند و نزد قاضی برود.
اما همین که وارد خانه شد تبرش را پیدا کرد.
زنش آن را جابه جا کرده بود.
مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه را زیر نظر گرفت: و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه می رود حرف می زند و رفتار می کند.»

یک نوع نیایش بی غل و غش

خیلی وقتها ما خودمان مسبب وقایع اطرافمان هستیم

مردان قبیله سرخ پوست از رییس جدید می‌پرسند:

Winter is hard on you before

«آیا زمستان سختی در پیش است؟»

رییس جوان قبیله که هیچ تجربه‌ای در این زمینه نداشت، جواب میده «برای احتیاط برید هیزم تهیه کنید»

بعد میره به سازمان هواشناسی کشور زنگ میزنه: «آقا امسال زمستون سردی در پیشه؟»

پاسخ: «اینطور به نظر میاد»


پس رییس به مردان قبیله دستور میده که بیشتر هیزم جمع کنند

و برای اینکه مطمئن بشه یه بار دیگه به سازمان هواشناسی زنگ میزنه:

«شما نظر قبلیتون رو تایید می کنید؟» پاسخ: «صد در صد»

رییس به همه افراد قبیله دستور میده که تمام توانشون رو برای جمع آوری هیزم بیشتر صرف کنند.

بعد دوباره به سازمان هواشناسی زنگ میزنه: «آقا شما مطمئنید که امسال زمستان سردی در پیشه؟»

پاسخ: بگذار اینطوری بگم؛ سردترین زمستان در تاریخ معاصر!!!

رییس: «از کجا می دونید؟»

>> پاسخ: «چون سرخ پوست ها دیوانه وار دارن هیزم جمع می کنن!!

خیلی وقتها ما خودمان مسبب وقایع اطرافمان هستیم...

سلام بچه ها

آغاز سال تحصیلی جدید رو به همتون تبریک میگم امیدوارم سال خوبی رو کنار همدیگه تجربه کنیم...

بچه ها عیدتان مبارک ...

 عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت. صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت ...